آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )

192

ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )

آن اساسا اين بود ، كه ميان مركز و ولايات ارتباط سريع و منظمى برقرار كند . اداره چاپار اشياء و اشخاص و مراسلات را از شاهراه‌هاى معمور و مهيا حركت ميداد ، و به همين جهت در منازل بين راه به نسبت اهميت آنها عده‌اى ملازم و اسب نگاه ميداشت « 1 » . گويا در آن زمان قاصد سوار و شاطر پياده وجود داشته است . چنين معلوم مىشود ، كه شاطرها مخصوص ولايات ايرانىنشين بوده‌اند ، چون فاصله منازل در اين ولايات خيلى كمتر از فاصله منازل در سوريه و نواحى عرب‌نشين بوده است و چاپارى نواحى اخير را غالبا به عهده قاصد شتر سوار واگذار مىكرده‌اند « 2 » . عنوان « وازابد » ( بازاربد - رئيس بازار ) در كتيبه كعبه زردشت ( سطر 34 ) ديده مىشود .

--> ( 1 ) - بغدپسپانيگ Baghdespanigh « ( اسبى ) كه متعلق به چاپار سواره پادشاهى بوده » ، كتاب خسرو و غلامش ، چاپ اونوالا ، بند 99 و يادداشت ناشر . ( 2 ) - كرمر . تاريخ تمدن شرق ، ج 1 ، ص 96 - 195 'Kulturgesch . d . Orients . Krem er نميتوان بطور تحقيق معين كرد ، كه آيا مديران پست مانند زمان خلفا مكلف بوده‌اند ، در امور ولايات مراقبت نموده ، بدربار گزارش بدهند يا خير . مراقبتى نظير اين ، كه تا اندازهء مخفى بوده ، در بعضى ادوار از وظايف رؤساى محاكم صلح محسوب ميشده است ، ولى بعيد نيست ، كه بصورتهاى ديگر هم مراقبت‌هاى سرى در امور معمول بوده باشد . ايران از زمانهاى بسيار قديم دايره جاسوسى بسيار منظمى داشته است . بنابر برنامه تنسر بزرگان در عهد خسرو اول سنگينى بار مراقبت‌هاى خفبه را احساس ميكردند . عين عبارت چنين است : « اما ديگرى كه نبشتى شهنشاه منهيان و جواسيس برگماشت بر اهل ممالك مردم جمله از اين هراسانند و متحير شدند ، از اين معنى اهل برائت و سلامت را هيچ خوف نيست ، كه عيون منهى پادشاه را تا مصلح و مطيع و تقى و رامين و عالم و دين و زاهد در دنيا نبود ، نشايد گماشت ، تا آنچه عرض دارد از تثبيت و يقين باشد » . از اين عبارت معلوم مىشود كه دولت خواسته است تأسيس اين دايره را بنحو خوبى جلوه دهد . اما اصطلاح عيون پادشاه بمعنى چشمهاى پادشاه ، كه بر اين جاسوسان اطلاق مىشده ، خيلى قديم است و در زمان هخامنشيان هم معمول بوده است . ( نامه تنسر ، دارمستتر ، ص 226 و 532 ) .